سلااااااااام به همه از اینکه تو این وبلاگ گروهی شرکت میکنم
خوشحالم من فقط طنزشو میگم و بعضی وقتا دلتنگی هامو
خب عاشق همه شما آرزو خانوم
راستی اینم وبلاگمه دوست داشتید بیاید خوشمل میشم
http://asirashghe.blogfa.com/
ای شیرجه رفته توی قندان
وی هیکل تو "منارجنبان
ای "هشت بهشت "خوشگل من
"دروازه ی دولت " دل من
در قلب منی ،قسم به سعدی
باقیش برای وقت بعدی ...

اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند،
رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟
دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده !
برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!

ترکه نصف شب میره دزدی ، یکدفعه صاحب خونه بیدار میشه میگه : کیه ؟
ترکه میگه : هیشکی ، گربست ، بععع بععععع !!!!!

حیف نون می خواسته نماز بخونه، میگه:
الحمدلله رب العالمین… خدایا! سرتو درد نمیارم… ولاالضالین

از شب پرسیدم برای کسی که دوسش دارم چه بنویسم
گفت: بابا بگیر بخواب حوصله داری !

اتل متل گلابی ! دوستت دارم حسابی
نه شیر خشک ، نه شیشه ، دوستت دارم همیشه

کاش کسی تو دلم پا نمیذاشت
کاش اگه پا میذاشت دلم رو تنها نمیذاشت
کاش اگه تنها میذاشت ، ردپاشو روی دلم جا نمذاشت . . .

تو این دنیا تو این عالم / میون این همه آدم
ببین من دل به کی دادم / به اونی که نمیخوادم
دلم شیشه دلش سنگه / واسه سنگه دلم تنگه
پرستو و پونه و پردیس پریدن پشت پاترول و رفتن پیک نیک
توی راه پسته و پرتقال و پشمک و پنیر خریدند
یه دفعه پاترول با یه پیکان تصادف کرد و پنجره شکست و چرخ پنچر شد.
پاترول پنج تا پشتک زد پرت شد تو پرتگاه
تو هم بپر یه پتک پیدا کن بزن تو سرت
تا دیگه این پرت و پلاها رو تا آخر نخونی!

یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى داد
و مرا به فروشگاه مى فرستاد و من با ٣ کیلو سیب زمینى
دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى
و دوازده تا تخم مرغ به خانه برمى گشتم. اما الان دیگه از این خبرها نیست !
همه جا توى فروشگاه ها دوربین گذاشته اند!

غضنفر می ره جبهه بعد از ۲ روز برمی گرده.میگن چی شد اینقدر زود برگشتی؟ «
میگه: بابا اونجا به قصد کشت تفنگ بازی می کنن

جیگرتو گاز گاز ! لپتو ماچ ماچ ! لبتو میک میک ! چشماتو آخ آخ !
دیوونتم وای وای !
به خودت نگیر بای بای !!!